مقاله

شکاف دولت-ملت در آیینه‌ی جام جهانی

Posted in مقاله

ایران تنها کشوری است که مردم آن بعد از شکست برای شادی به خیابان‌ها می‌ریزند

تنها بازیکنی که سرود را با دقت بیشتری می‌خواند تیموریان، بازیکن ارمنی تیم ملی است...غیردولتی‌هایی که با هزینه‌ی خود به برزیل رفته‌اند نمی‌خواهند در کنار کسانی دیده شوند که با پول دولت به برزیل آمده‌اند.

تب فوتبال و رویدادهای جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ مربوط به ایران دریچه‌های تازه‌ای را برای فهم جامعه‌ی ایران تحت حکومت دینی و درک هویت ملی ایرانیان در مقایسه با دیگر کشورها و جوامع در برابر ما گشوده است. جامعه‌ی ایران و دولت حاکم بر آن به کنش و واکنش‌هایی در برابر هم می‌پردازند که بخش‌هایی از تاریکی‌های این دو (حکومت غیر شفاف و تحولات زیر پوستی جامعه) را در فضای بسته‌ی عمومی آشکار می‌سازند. حرکت حکومت دینی بر خلاف مسیر عرفی، جامعه را در شرایط سرگردانی و آشفتگی قرار داده است.  
 

سرود ملی
آنها که خواندن سرود ملی کشورها توسط بازیکنان تیم‌های ملی را قبل از شروع بازی‌ها تماشا کرده‌اند دیده‌اند که اغلب بازیکنان ۳۱ تیم ملی سرود ملی کشور خود را می‌دانند و یک به یک آن را از آغاز تا پایان با صدای بلند می‌خوانند. بسیاری از بازیکنان این تیم‌ها در کشورهای دیگر زندگی کرده و برای باشگاه‌های اروپایی بازی می‌کنند. سرود ملی برخی از کشورها حتی طولانی تر از سرود ملی جمهوری اسلامی است اما بازیکنان آنها از اول تا آخر آن را با شور و حرارت می‌خوانند (مثل خوانده شدن سرود ملی برزیل توسط تیم این کشور).

اما هنگامی که به خواندن سرود جمهوری اسلامی توسط تیم ایران نگاه می‌کنیم برخی از بازیکنان سرود را نمی‌خوانند، برخی فقط بخشی از سرود را می‌خوانند و برخی فقط ادای خواندن را در می‌آورند. تنها بازیکنی که سرود را می‌داند و با دقت بیشتری می‌خواند آندرانیک تیموریان بازیکن ارمنی تیم ملی است. این امر در باره‌ی حس و عرق ملی ایرانیان در یک میدان بین المللی چه می‌گوید؟

علی رغم حس ملی قوی در میان اکثر ایرانیان، بسیاری از آنها با نمادهایی که قرار است این حس ملی را از منظر حکومت انتقال دهد (پرچم جمهوری اسلامی، سرود ملی یا دیگر نشانه‌هایی که قرار است وجه ملی پیدا کند مثل یوزپلنگی که در این دوره از بازی‌ها طراحی شد) هویت یابی نمی‌کنند.  

 
تماشاگران در ورزشگاه
هواداران ۳۱ تیم از تیم‌های ملی حاضر در جام جهانی در یک نقطه یا قسمتی از ورزشگاه (بسته به تعداد آنها) در کنار هم می‌نشینند تا تیم مورد علاقه‌ی خود را تشویق کنند. دوربین‌هایی که عکس العمل تماشاگران را نشان می‌دهند این واقعیت را در برابر چشمان ما می‌گذارند. اما در دیدارهای تیم ملی ایران ما شاهد چنین صحنه‌هایی نیستیم چون همه‌ی ایرانیان علی رغم قلت، برای تشویق تیم ملی خود در کنار هم نمی‌نشینند. هواداران تیم ملی نخست به دو گروه دولتی و غیر دولتی تقسیم می‌شوند. غیر دولتی‌هایی که با هزینه‌ی خود به برزیل رفته‌اند نمی‌خواهند در کنار کسانی دیده شوند که با پول دولت (هر کدام با حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه از جیب مردم) به برزیل آمده‌اند تا فقط تماشاگر مسابقات باشند.

در میان غیر دولتی‌ها نیز گروه ها بر حسب پرچمی که در دست دارند، نوع تشویق‌هایی که می‌کنند و هویت ایدئولوژیکی که برای خود تعریف می‌کنند از هم فاصله می‌گیرند. فعلا به علت حضور جمع کثیری از ایرانیان مخالف حکومت و شرایط داخل در خارج از کشور، ایرانیان در عرصه‌های بین المللی نمی‌توانند به صورت یک ملت با نمادهای مشترک و تشویق‌های مشترک ظاهر شوند. دولتی‌ها نمی‌خواهند در زیر پرچم شیر و خورشید دار یا بدون نشانه دیده شوند و طرف مقابل از پرچم رسمی جمهوری اسلامی فاصله می‌گیرد.
 

تماشای جمعی
شبکه‌های عمومی تلویزیونی در ایالات متحده پیش از آغاز مسابقات ۲۰۱۴ به ترویج رستوران‌ها و کافه‌هایی می‌پرداختند که مسابقات فوتبال را برای مشتریان خود پخش می‌کردند. رسانه‌ها که در ایالات متحده خواست و فضای عمومی را منعکس می‌کنند با تشویق تماشای جمعی فوتبال تلاش داشتند این امر را به مخاطبان انتقال دهند که "به صورت جمعی می‌توان فوتبال (ساکر از منظر امریکایی‌ها) را نیز مثل بسکتبال و فوتبال امریکایی تماشا کرد و لذت برد." علت این ترویج‌ها نیز آن است که فوتبال (ساکر) ورزش اول یا دوم مورد علاقه‌ی امریکاییان نیست. بسیاری از امریکایی‌ها بالاخص جوانان مسابقات تیم‌های مورد علاقه‌ی خود را در کافه‌ها و رستوران‌ها به شکل جمعی تماشا می‌کنند.

در ترویج تماشای جمعی فوتبال فرض بر این است که ورزش را می‌توان به نحو جمعی تماشا کرد و از آن لذت برد. همچنین افراد در تماشای جمعی ورزش سرمایه‌ی اجتماعی را بالا می‌برند در عین آن که صاحبان کسب و کار از رونق بیشتری برخوردار می‌شوند.

در ایران تحت جمهوری اسلامی تماشای جمعی فوتبال در حوزه‌ی عمومی ممنوع بوده است، چه در سینماها و چه در کافه‌ها و رستوران‌ها. علی رغم رفتن برخی جوانان به کافه ها برای دیدن دسته جمعی فوتبال رئیس پلیس اماکن ناجا اعلام کرده که مجوزی در این راستا برای کافی شاپ‌ها صادر نشده و پخش برنامه دارای ضوابط و شرایط خاصی است. (ایسنا، ۲ تیر ۱۳۹۳) طبعا شهرداری‌های شهرهای ایران نمی‌آیند تلویزیونی بزرگ در یک یا چند میدان شهر نصب کند تا افراد به طور جمعی مسابقات تیم ملی خود را تماشا کنند چون حکومت مردم را ذره وار و پراکنده می‌خواهد و مردم به شکل جمعی ممکن است کارهایی کنند که (حتی اگر خلاف قانون نباشد) مقامات و روحانیون ممکن است خوششان نیاید. هر چه افراد در جامعه‌ی ایران کمتر با دیگران ارتباط داشته باشند حکومت احساس تهدید کمتری می‌کند.
 

شادی برای شکست
ایران تنها کشوری است که مردم آن بعد از شکست برای شادی به خیابان‌ها می‌ریزند. بعد از شکست تیم ملی فوتبال از آرژانتین تعدادی از مردم در تهران و برخی شهرهای دیگر به خیابان ها ریخته و شادی کردند. این رفتار فراتر از مسئله‌ی فوتبال است. مردم ایران به شادی‌های جمعی نیاز دارند و دنبال بهانه می‌گردند که با هم شادی کنند خواه تیم مورد علاقه شان ببرد و خواه ببازد. توجیهاتی مثل قدردانی از بازی خوب یک تیم شکست خورده نمی‌تواند این شادی دسته جمعی را توجیه کند.

موجی که بعد از بازی دوم با آرژانتین در دفاع از مربی تیم ملی به راه افتاد در واقع قدردانی از کسی بود که میلیون‌ها دلار صرف او شده بود تا تیم ایران را به موفقیت برساند. در ایران به دلیل حکومت شکست خورده‌‌ها قدردانی از شکست خورده به یک سنت تبدیل شده است. مربی‌ای که تیمش دو شکست و یک مساوی در چنته دارد مربی ناموفق است و هر ملتی که به موفقیت پاداش و به عدم موفقیت بی توجهی نشان می‌دهد طبعا با وی خداحافظی می‌کند. جمهوری اسلامی برای ماله کشی پرونده‌ی خود مرز میان پیروزی و شکست را بر هم زده است.
 

نظارت مجلس بر لباس تماشاگران
باز هم ایران تنها کشوری است که مجلس آن به جای پرداختن به امور جاری مردم یا پرداختن به علل شکست یا عدم موفقیت کشور در صحنه‌های بین المللی یا نظارت بر چگونگی صرف بودجه‌های عمومی به لباس زنان و مردان ایرانی تماشاگر در ورزشگاه یا اختلاط تماشاگران می‌پردازد. حتی بعد از کناره گیری رسایی از همراهی تیم ملی و گروه ایرانی در برزیل مجلس عضو دیگری را به این سفر اعزام کرد. سالک رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با «نامتعارف خواندن پوشش هنرمندان ایرانی در کشور برزیل برای حضور در مسابقات جهانی ۲۰۱۴» می‌گوید «هنرمندان باید افرادی ارزشی- اسلامی باشند و این نوع پوشش برای هنرمندانی که در کشور فعالیت می‌کنند کار پسندیده‌ای نیست.» (خانه ملت، ۱ تیر ۱۳۹۳).
 

کنترل احساسات در کنار کنترل بدن و فکر
فرمانده انتظامی شهرستان شاهرود از دستگیری عاملان تهیه و تولید ویدئو کلیپ ˈگل ایرانˈ (گروه عجم) در این شهر به اتهام ابتذال و پخش آن آهنگ از شبکه‌های ماهواره‌ای خبر داده است. (مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان سمنان، ۲ تیر ۱۳۹۳) دستگیر شدگان دو تن از بازیگران نماهنگ (۲۳ ساله) و احتمالا فیلمبردار آن (۲۶ ساله که وی به عنوان فردی شاغل در رشته‌ی عکاسی یاد می‌شود) بوده‌اند. از منظر مقامات انتظامی علت این بازداشت‌ها آن است که «بدخواهان و دشمنان انقلاب اسلامی از هر حربه‌ای برای ضربه زدن به کشور استفاده می‌کنند و جوانان باید آگاه باشند تا در دام‌های شیطانی و تبلیغات خوش رنگ و لعاب غرب گرفتار نشوند.» (همانجا) عنوان این اتهام (دادن حربه به بدخواهان برای ضربه زدن به کشور) در هیچ متن حقوقی جمهوری اسلامی ذکر نشده است.

این بازداشت‌ها که تکرار نحوه‌ی برخورد با سازندگان موسیقی و نماهنگ‌های آنها (مثل ماجرای نماهنگ هپی در تهران) است اعلام رسمی این موضع حکومت است که هنرمندان ایرانی حق ندارند احساسات مشروع و انسانی خویش را بدون کنترل و مجوز دولتی بیان کنند. دولت نه تنها از بدن و فکر شهروندان بلکه از احساسات آنها واهمه دارد و آنها را نیز کنترل می‌کند. تنها گروه‌هایی مثل طالبان، داعش، بوکوحرام و حاکمان جمهوری اسلامی در دنیای امروز به کنترل احساسات عادی مردم می‌پردازند و اصولا چنین دلمشغولی‌هایی دارند. 

۰۷/تير/۱۳۹۳ مجید محمدی

FacebookMySpaceTwitterDiggداغ کن - کلوب دات کام DeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS FeedPinterest