زنان

به مناسبت سالمرگ کلارا زتکین دوست بزرگ جنبش جهانی زنان

Posted in زنان

klara-z2

کلارا زتکین، دوست بزرگ جنبش جهانی زنان، در ۲۰ ژوئن ۱۹۳۳ چشم برجهان فروبست. تاریخ جنبش زنان را زنانی از نقاط مختلف جهان و با گرایش های فکری گوناگون ساخته اند. اما در متون مختلف که توسط تاریخ نگاران جنبش زنان به ثبت می رسد، کمتر نامی از زنان بزرگ چپ گرا آمده است

تاریخ جنبش زنان را زنانی از نقاط مختلف جهان و با گرایش های فکری گوناگون ساخته اند. اما در متون مختلف که توسط تاریخ نگاران جنبش زنان به ثبت می رسد، کمتر نامی از زنان بزرگ چپ گرا آمده است. شاید آن طور که واترز می گوید، “مشکل ناشی از این حقیقت است که اغلب دست اندرکاران تاریخ زنان، ضدمارکسیست هستند. آنان نه به کشف اینکه زنان سوسیالیست چه نقشی ایفاء کردند علاقه دارند و نه به ایجاد تصویر صحیحی از مواضع ای که مارکسیست ها اتخاذ کرده اند.”(واترز(۱۳۸۴: ۱۵) مروری منصفانه و بی طرفانه بر تاریخ جنبش زنان نشان می دهد که بسیاری از دستاوردهای این جنبش مرهون فعالیت ها و مبارزات زنان مارکسیست است که تلاش کردند ریشه های ستم دیدگی زنان را مشخص نموده و راه رهایی از فرودستی زنان را فرا روی آنها قرار دهند.

کلارا زتکین، زن مارکسیست و فعال جنبش جهانی زنان، شخصیتی برجسته و استثنایی و مبارزی خستگی ناپذیر در تاریخ این جنبش است که زندگی اش سراسر صرف تلاش برای احقاق حقوق زنان و کارگران شد. زندگی متفاوتش، شخصیت استثنایی و اتوریته اش، تعهد و اعتقاد راسخش به حقوق زنان و کارگران، موقعیت ویژه اش در احزاب سوسیال دموکرات و رهبری حزب کمونیست آلمان، قدرت سازماندهی اش،خلاقیت و موضع گیری های انسانی و هوشمندانه اش از او شخصیتی بی نظیر در تاریخ جنبش زنان و جنبش چپ ساخته است. دوستی او با شخصیت هایی مثل رزالوکزامبورگ، فردیک انگلس، و لنین نیز نشانی از تأثیرگذاری و جایگاه ویژه او در جنبش چپ است. نای بن سعدون در معرفی او (هرچند طعنه آمیز!) در کتاب حقوق زن از آغاز تا امروز می نویسد: کلارا زتکین زن آلمانی مبارزی که در جنبش های فمینیستی روسیه فعالانه شرکت داشت با اعتقادات انقلابی خود توانست در ۱۹۱۹ مورد لطف سران بلشویک قرار گیرد. (بن سعدون۱۳۸۰: ۱۱۶)

معروفترین اقدام کلارا زتکین و شاید وجه اشتهار او را ، می توان پیشنهاد هشتم مارس برای گرامیداشت مبارزات زنان برابری خواه در سراسر جهان، و نامگذاری این روز به نام روز زن دانست. کلارا زتکین به عنوان یک انترناسیونالیست، روز هشتم مارس، سالگرد تظاهرات زنان کارگر آمریکا را که در سال ۱۸۵۷ و پس از آن در سال ۱۹۰۸ برای اعتراض به شرایط کار ناعادلانه صورت گرفته بود، به کنگره دومین کنگره زنان سوسیالیست در کپنهاک پیشنهاد کرد که مورد پذیرش واقع شد. زتکین، یکی از سرسخت ترین حامیان جناح چپ مارکسیست، جنبش سوسیالیستی زنان را در تمامی دوران قبل از جنگ جهانی اول رهبری کرد و در درون حزب سوسیال دموکرات آلمان جنگید تا یک چشم انداز انقلابی در زمینه ی مبارزه برای رهایی زنان را رشد و گسترش دهد. (واترز۱۳۸۴: ۲۱)

آندره میشل درباره مبارزات کلارا زتکین و رزا لوکزامبورگ می نویسد: کلارا زتکین سردبیری روزنامه “برابری” را برعهده داشت که در آن جریان فمینیسم سوسیالیستی را در طول سالهای طولانی شرح می دهد. او همچنین بخش زنان حزب سوسیال دموکرات آلمان را بنا نهاد. کلارا زتکین و رزا لوکزامبورگ برای مشارکت دموکراتیک توده ها در فعالیت های انقلابی مبارزه کردند، آنها برای تحقق سوسیالیسمی بین المللی و صلح جو که با تمایلات وطن پرستانه تعصب آمیز سوسیالیست های مرد در تعارض بود فعالیت می کردند. (میشل۱۳۸۳: ۸۴) در شرایطی که کار نقشه مند در میان زنان و طرح مسأله زنان مخالفان بسیاری داشت، زتکین به عنوان یک مدافع حقوق زنان، بخشی از فعالیت خود را صرف قبولاندن اولویت مسأله زنان و طرح این مسأله در موقعیت های مختلف نمود و از ابزارهای گوناگون بهره جست. وقتی لنین از لزوم بیداری توده های زنان و آموزش همه زنان و نه فقط زنان پرولتاریا سخن می گوید و آن را نه فمینیسم بورژوایی بلکه یک اقدام مهم انقلابی می داند، کلارا زتکین به مخالفت برخی رفقا که در این موضوع با لنین همداستان نیستند اشاره نموده و از آنها انتقاد می نماید.

او از فعالان جنبش جهانی زنان است که ضمن حفظ مرزبندی اش با جنبش بورژوایی زنان جنبش فمینیستی، از خواست ها و مطالبات این جنبش نیز حمایت می کند، اما این خواسته ها را خواسته هایی حداقلی می داند که راه را برای مبارزات اصلی و سرنوشت ساز علیه سرمایه داری هموار می کند. او خود در این باره می نویسد: “هدف اصلی مبارزه زن کارگر رقابت آزاد با مرد نیست بلکه کسب قدرت سیاسی از جانب طبقه کارگر است. زن کارگر دوش به دوش مرد هم طبقه اش علیه جامعه سرمایه داری مبارزه می کند. البته این سخنان دلیل براین نیست که او نباید از خواسته های جنبش زنان بورژوا جنبش فمینیستی حمایت کند، تحقق این خواسته ها برای او به منزله ی وسیله ای برای رسیدن به هدف اصلی است، یعنی برای دستیابی به ابزارهایی که دوشادوش مرد کارگر مبارزاتش را تسریع کند. (زتکین۱۳۸۱: ۲۸) زتکین در عمل هم به این همکاری با سازمان های فمینیستی پایبند است. وقتی در تدارک یک اقدام مشترک بین المللی و تهیه پیش نویس قطعنامه ای برای کار در میان زنان با لنین گفتگو می کند، اولین وظیفه کمیته برگزار کننده، را ارتباط گیری با طیف های مختلف زنان شامل سازمان های زنان کارگر در هر کشور، سازمانهای بورژوایی زنان در هر صنف و شکلی و بالاخره زنان پزشک، معلم، نویسنده و غیره می داند. (زتکین۱۳۸۳: ۲۷)

البته باید توجه داشت، که در دستگاه فکری کلارا زتکین مسأله زنان برای زنان کارگر، بورژوازی متوسط، خرده بورژوا، قشرهای روشنفکری و بورژوازی بزرگ به تناسب کیفیت و چگونگی شرایط طبقاتی شان، متفاوت است. او ماهیت این مسأله را در هریک از این طبقات شرح می دهد. از جمله درباره زنان طبقه متوسط می نویسد:” در طبقه های متوسط، زن باید بیش از هر چیز برابری اقتصادی با مرد را به دست آورد. کسب این برابری به دو روش ممکن است: اول، کسب حقوق برابر با مرد در زمینه اشتغال، دوم، کسب حقوق برابر با مرد در زمینه ی حقوق برابر با او در مرحله های عملی شغل به دست آمده. به لحاظ اقتصادی، چنین حقوقی غیر از تحقق آزادی در شغل و رقابت بین زن ومرد مفهوم دیگری ندارد. چنین خواسته ای باعث ایجاد تضاد منافع بین مردان و زنان بورژوازی متوسط و افرادی می شود که به نحوی در جامعه به کار فکری مشغولند. رقابت زنان در حرفه های آزاد سبب مقاومت در مردان علیه خواسته های زنان طرفدار جنبش فمینیستی می شود. دلیل چنین مقاومتی چیزی جز وحشت از رقابت نیست، نه دلایلی نظیر ناتوانی فکری زن در کار فکری در مقایسه با مرد و انجام کار طبیعی وظایف مادری. این ها دلایل پوچ و غیر اجتماعی هستند که فقط به منظور مسخ و وارونگی واقعیت های اجتماعی عنوان و بیان می شوند. این رقابت ها سبب می شوند که زنان این قشرها به منظور غلبه بر عواملی که جلوی فعالیت اقتصادی آنان را می گیرد درصدد کسب حقوق سیاسی خویش برآیند.” (زتکین۱۳۸۱: ۲۵)

کلارا زتکین از مدافعان سرسخت حق اشتغال زنان بود و این مطالبه یکی از دغدغه های اساسی او در طول فعالیت هایش بوده است. شیلا روباتم در این باره می نویسد: درآلمان، کلارا تستکین زتکین به حق اشتغال زنان اعتقادی راسخ داشت. اشتغال برای زنان نه تنها وسیله ای بود تا به استقلال اقتصادی دست پیدا کنند، بلکه از طریق سازماندهی می توانستند شرایط خود را بهبود بخشند و بر اعتماد به نفس خویش بیفزایند.(روباتم۱۳۸۷: ۲۱۸) زتکین، برای دفاع از حق اشتغال زنان و شرایط کار عادلانه برای زنان، این موضوع را در اولویت برنامه های کنگره ها و اجتماعات قرار می داد، او در گفتگویی درباره کنگره زنان سوسیالیست به لنین می گوید: به نظر من، کنگره اول از همه باید حقوق زنان در اصناف و حرفه ها را مورد بحث قرار بدهد. برای این کار، کنگره باید درگیر مسائلی نظیر بیکاری، مزد برابر در مقابل کار برابر، قانون هشت ساعت کار روزانه و حفاظت های کاری برای زنان، سازمان اتحادیه های صنفی، مراقبت اجتماعی مادر و کودک، امکانات اجتماعی برای خلاصی زنان خانه دار و مادران و غیره بشود.(زتکین۱۳۸۳: ۲۸)

کلارا زتکین در جنبش حق رأی زنان نیز نقشی فعالانه ایفا کرد. در سال ۱۹۰۷ کلارا زتکین و سوسیالیست های آلمانی حرکتی را در بین الملل زنان سوسیالیست در اشتوتگارت رهبری کردند و خواستار حق رأی زنان شدند. فردی چون زتکین می توانست در کنفرانس آرای لازم را برای حق رأی همگانی کسب کند، اما قادر به تضمین اجرای آن به دست سوسیال دموکرات ها در سطح بین المللی نبود.(روباتم۱۳۸۷: ۲۵۹) وقتی سوسیال دموکراتهای اتریش در مبارزات حق رأی عمومی، خواستار این حق برای مردان شدند و حق رأی زنان را به بهانه به خطر افکندن حق رأی مردان کارگر، مسکوت گذاشتند، زتکین و همفکرانش به مخالفت برخاستند. کلارا زتکین از درون حزب سوسیال دموکرات قاطعانه با استبداد و حق عزل و نصب مردانه به مبارزه پرداخت. (روباتم۱۳۸۷: ۲۲۲) کلارا زتکین و سایرین خواستار آن شدند که این مسأله حق رأی در کنگره ی بین الملل حل و فصل شود. پس از بحث، کنگره تصمیم گرفت حزب اتریش را محکوم کند؛ چون آن حزب اصل حقوق مساوی برای زنان را قربانی مصلحت اندیشی در ارتباط با کارگران مرد کرده بود. (واترز۱۳۸۴: ۵۷)

در سال ۱۹۱۴ که نخستین جرقه های جنگ خانمانسوز جهانی اول زده شد، کلارا زتکین و بسیاری از همکفرانش از مخالفان جنگ بودند. سوسیالیست های اخلاقی نظامی گری را محکوم کردند و سوسیالیست های جناح چپ مانند کلارا زتکین و سیلویا پانکهرست، به این دلیل که جنگ به نفع سرمایه است به مخالفت با آن برخاستند.(روباتم۱۳۸۷: ۲۶۳) در اندیشه زتکین سود جنگ تنها برای اقلیتی از جامعه یعنی صاحبان کارخانه های اسلحه سازی بود که به خاطر منافعشان کینه را میان مردم دامن می زدند. علاوه بر این او به خوبی از تبعات و اثرات منفی جنگ بر زندگی مردم به ویژه زنان آگاه بود:” این یک واقعیت است که جنگ و عواقب آن عمیقاً توده های زنان طبقات و بخش های مختلف جامعه را تکان داده است…نگرانی های محنت زای آنان برای تأمین یک زندگی و در جستجوی زندگی، آنان را با مشکلات روبرو کرده است. مشکلاتی که به سختی مورد توجه قرار گرفته است و تنها اقلیت کوچکی آن را فهمیده اند.” (زتکین۱۳۸۳: ۲۷) زتکین در این مخالفت تا آنجا پیش رفت که به دلیل مماشات سوسیال دموکرات های آلمان و موافقتشان با شرکت در جنگ، از ادامه فعالیت در آن حزب انصراف داد و راه جدایی از آن را برگزید. به نوشته ماری-آلیس واترز در سال ۱۹۱۴، زمانی که اکثریت رهبری حزب سوسیال دموکرات آلمان در مقابل امپریالیسم آلمان تسلیم شدند و به حمایت از طبقه ی حاکمان “خودشان” برای شرکت در جنگ جهانی اول رأی دادند، کلارا زتکین جزو تعدادی انگشت شمار از سوسیال دموکرات های آلمان بود که به همراه رزا لوکزامبورگ و کارل لیبنخت از حزب سوسیال دموکرات آلمان بریدند و موضع انترناسیونالیست انقلابی خود را حفظ کردند. (واترز۱۳۸۴: ۲۲)

زتکین در سرمقاله ۷ نوامبر ۱۹۱۴ از نمایندگان زنان سوسیالیست تمام نقاط جهان دعوت کرد که برای ضدیت با جنگ جهانی اول، در سوییس گرد هم آیند. رهبر سوسیال دموکرات آلمان با این اجلاس مخالفت کرد ولی هنگامی که در مارس ۱۹۱۵، این همایش در سوییس برگزار شد، ۲۸ نماینده از کشورهای انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، روسیه، هلند و سوییس درآن شرکت کردند. این اولین اعلام مخالفت سوسالیسم با جنگ بود.(روی ری دل/ چیستا ۵۰۷)

کلارا زتکین، این دوست بزرگ جنبش جهانی زنان، در ۲۰ ژوئن ۱۹۳۳ چشم برجهان فروبست. در مراسم خاکسپاری اش در مسکو بیش از ششصد هزار نفر شرکت داشتند تا با این مبارز نستوه و خستگی ناپذیر جنبش چپ و جنبش زنان وداع نمایند. اکنون با گذشت سالیان بسیار از مرگ کلارا زتکین و تحولات گوناگون سیاسی اجتماعی در جهان، اگر چه به نظر می رسد فعالیت ها و تلاش های او و سایر فعالان زنان تا حدودی به ثمر نشسته و وضعیت زنان، نسبت به زمانه او دچار تغییرات محسوسی شده است، اما هنوز هم برابری جنسیتی در زیر حاکمیت سرمایه داری جهانی محقق نشده است. فقر و گرسنگی، بیکاری و شرایط کاری غیرعادلانه، تن فروشی و روسپیگری، تهدید جنگ، نابرابری ها و شکافهای طبقاتی در جوامع هنوز هم به قوه خود باقی است و اینها بزرگترین عوامل ستم جنسیتی هستند که جز با محو سرمایه داری، برطرف نخواهند شد.

منابع:

- بن سعدون نای (۱۳۸۰)، حقوق زن از آغاز تا امروز، ترجمه گیتی خورسند، تهران: انتشارات کویر

- روباتم شیلا (۱۳۸۷)، زنان در تکاپو/فمینیسم و کنش اجتماعی، ترجمه حشمت الله صباغی، تهران: نشر شیرازه

- روی رِی دل، روز جهانی زن: یادبود کلارا زتکین، ترجمه بهزاد میرزایی، چیستا، شماره ۵۰۷

- رید ئولین و دیگران (۱۳۸۱)، زنان در جامعه، ترجمه اضغر مهدی زادگان، تهران: موسسه انتشارات نگاه

- زتکین کلارا (۱۳۸۳) ،لنین و مساله زنان، ترجمه پروین اشرفی ، نشر کارگری سوسیالیستی

- میشل آندره (۱۳۸۳)، جنبش زنان /فمینیسم، ترجمه هما زنجانی زاده، مشهد: نشر نیکا

- واترز ماری آلیس (۱۳۸۳)، فمینیسم و جنبش مارکسیستی، ترجمه مسعود صابری، تهران: طلایه پرسو

سیمین کاظمی ـ مدرسه فمینیستی
اول تیر ۱۳۹۳

FacebookMySpaceTwitterDiggداغ کن - کلوب دات کام DeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS FeedPinterest