دیدگاه

مناظره مبتذل؛ تراژدی ۸۸، کمدی۹۲

Posted in دیدگاه

مناظره‌ی جمعه همچنین یادآور این سخن مشهور مارکس شد که در تکمیل سخن هگل در مورد تکرار رویدادها و شخصیت‌های بزرگ تاریخ جهان می‌گوید، آن‌ها بار نخست به‌صورت تراژدی ظاهر می‌شوند و بار دوم به‌ صورت کمدی.

 

مرتضی کاظمیان

مناظره‌ی گروهی نامزدهای تایید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان، نمایش فاجعه‌بار اقتدارگرایان را تکمیل کرد. صدا و سیمای ضرغامی در مشورت با کارشناسان امنیتی ـ که مرتضی حیدری آن‌ها را گروهی از استادان ارتباطات توصیف کرد ـ مضحکه‌ای آفرید که از کیفیت انتخابات در جمهوری اسلامی۹۲ رونمایی کرد. جمهوری اسلامی با جلوگیری از نامزدی خاتمی، و با ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی پا به دوران جدیدی نهاده است. آن‌هایی که هنوز این وضع جدید را باور نکرده‌اند، شاید با مشاهده‌ی مناظره‌ی غریب جمعه، کمی بیش‌تر از قبل، دریابند که با انتخاب رییس جدید برای قوه مجریه قرار نیست اتفاق خاصی رخ دهد.

سیمای ضرغامی ـ منتصب رهبر جمهوری اسلامی ـ نشان داد که جایگاه رییس قوه مجریه در جمهوری اسلامی به چه میزان نازل شده، و چگونه پس از هشت سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، و با ردصلاحیت رفسنجانی، قرار است رییس جمهور، بازوی اراده‌ی مسلط در رأس نظام و مجری اوامر مرکز ثقل قدرت باشد. قد رییس جمهور در ایران چنان پایین آمده که حالا سعید جلیلی نیز بدون هیچ سابقه مدیریتی، و تنها به پشتوانه‌ی شعار و حمایت راست افراطی و هیاهوی یاران مصباح، مدعی ریاست جمهوری شده است. فاجعه بدان سطح رسیده که احمد توکلی در مجلس خواهش می‌کند مدعیان ریاست جمهوری لااقل چند معاون و وزیر مهم خود را معرفی کنند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی با برگزاری مناظره‌ی نمایشی و مبتذل (به‌مفهوم بسیار پیش پا افتاده و معمولی)، نه تنها نگاه خود ـ و مرکز ثقل قدرت ـ را به مفهوم و مقوله‌ای چون «انتخابات» نشان داد، و نه فقط آشکار کرد که چه نگاهی به جایگاه ریاست جمهوری و نامزدهایی دارد که همه «دکتر» و «مهندس»اند؛ بلکه همچنین نوع نگاه خود به سطح تشخیص و شعور شهروندان ایرانی را با طرح تست‌های چهار گزینه‌ای و پرسش از یک «تصویر»، عریان ساخت.

حالا این آیت‌الله خامنه‌ای است که لبخند بر لب، و مشعوف از برپایی چنین نمایش سخیفی، مدعیان نشستن بر صندلی مقام دوم در جمهوری اسلامی را این‌چنین «ردیف شده» و «صف کشیده» برای تصاحب جایگاهی می‌بیند که جز با هماهنگی با وی و همسویی با جریان امنیتی ـ نظامی ـ رانتی گرداگرد و همراه رهبری، نمی‌تواند گام موثری بردارد.

رهبر جمهوری اسلامی خرسند از نمایشی که برپا شده، به تحقق «حماسه سیاسی» با مشارکت چند ده‌ میلیون ایرانی امید بسته است. انتخاباتی که با ممانعت از نامزدی خاتمی و ردصلاحیت هاشمی، این‌چنین مهندسی شده و نازل، در حال تکوین است. اما آیا ناراضیان سیاسی و نخبگان و آن بخش از شهروندانی که خود را ـ به هر علت و دلیل ـ مجبور به حضور در انتخابات نمی‌بینند، پا به این میدان خواهند نهاد؟

هشت نامزد ردیف می‌شوند تا حضور «نگاه»ها و طیف‌های گوناگون سیاسی را در انتخابات رقابتی جمهوری اسلامی، با تفسیر چند تصویر، تبیین و اثبات کنند. اما نگاه غیردموکراتیک حاکم بر رأس صدا و سیما (بخوانید مرکز ثقل قدرت در جمهوری اسلامی)، خود را در همین نمایش سخیف، عریان می‌کند. انتقاد نامزدها از وضع موجود، تنها دامن محمود احمدی‌نژاد و دولت وی را می‌گیرد. نامزدها حتی از این هراس دارند که یکدیگر را مورد انتقاد صریح قرار دهند؛ آخرین توصیه و تذکر آیت‌الله خامنه‌ای را ظاهرا همه خوب گوش کرده‌اند و تلاش می‌کنند رعایت کنند: «آقایانی هم که در تلویزیون به‌عنوان نامزد ظاهر می‌شوند و حرف می‌زنند، وظائف سنگینی دارند؛ آنها هم باید مراقب باشند. اینجور نباشد که حالا برای اینکه توجه مردم را جلب کنیم، هرچه به دهانمان آمد، بگوئیم؛ اینها را باید مراقبت کنند. اینجور نباشد که حالا برای اینکه مردم به ما متوجه شوند، همه‌ی آنچه را که ماورای ما است، تخریب کنیم؛ چه آنچه که مربوط به نامزدهای دیگر است، چه آنچه که مربوط به واقعیتهای موجود جامعه است. باید درست عمل شود. آن‌وقت ما انتخاب خواهیم کرد.» چنین است که مناظره‌ی نمایشی سامان می‌یابد؛ جز نقدهایی مختصر، آن هم از سوی دو سه نامزد، فضای مناظره یخ‌زده و دچار رخوت است. نامزدهای مدعی کسب نشستن بر صدر قوه مجریه، حتی این جسارت و توان را ندارند که از حقوق اساسی خود و حامیان خویش در همین مرحله، دفاع کنند. جز عارف، که او هم بعد از اعتراضی، دوباره همراه نمایش مبتذل می‌شود.

مناظره‌ی گروهی توهین به متوسط شعور ایرانیان و تخفیف نهاد انتخابات در ایران بود؛ نهادی که جان‌ها و خون‌ها برای سامان گرفتن‌اش از مشروطه بدین‌سو، صرف شده است.

مناظره‌ی جمعه همچنین یادآور این سخن مشهور مارکس شد که در تکمیل سخن هگل در مورد تکرار رویدادها و شخصیت‌های بزرگ تاریخ جهان می‌گوید، آن‌ها بار نخست به‌صورت تراژدی ظاهر می‌شوند و بار دوم به‌ صورت کمدی.

موسوی و کروبی دربندند؛ خاطره‌ی مناظره‌های جنجالی و آگاهی‌بخش ۸۸ همچنان در یادهاست، و حالا کاریکاتور مبتذلی از آن مناظره‌ها، و حتی انتخابات، برپا می‌شود. از تراژدی انتخابات ۸۸ به کمدی انتخابات ۹۲ رسیده‌ایم.

FacebookMySpaceTwitterDiggداغ کن - کلوب دات کام DeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS FeedPinterest